در جامعه گاهی برخی از افراد آنچنان برای تغییر سرنوشت دیگران و کمک به دیگر انسانها احساس مسئولیت میکنند که گویی خود به تنهایی مسئول نجات جان دیگر افراد هستند
- 3/ اردیبهشت /1403 20:45:16
- شناسه خبر : 15AD984C
- ارسال توسط : مسلم زارعی
در طول تاریخ و به قدمت عمر انسان همواره کسانی بودهاند که در لحظات حساس زندگی، با فداکاری و گذشتن از جان خود برای نجات جان دیگران پیشقدم شدهاند؛ ایثار و فداکاری همواره جزء بهترین اعمال در هر جامعه بوده و در دیدگاه تمامی انسانها جایگاه ویژهای دارد.
در جامعه گاهی برخی از افراد آنچنان برای تغییر سرنوشت دیگران و کمک به دیگر انسانها احساس مسئولیت میکنند که گویی خود به تنهایی مسئول نجات جان دیگر افراد هستند و همواره آخرین میزان بخشش و نهایت از خود گذشتگی و فداکاری را در حق همنوع و دیگر افراد جامعه انجام میدهند نمونه اینها را در دوران مدرسه در کتابها خواندهایم مانند دهقان فداکار یا همان ریزعلی خواجوی که در یک شب سرد زمستانی وقتی متوجه شد ریل قطار آسیب دیده است پیراهنش را از تن بیرون آورد و به آتش کشید و راننده قطار را متوجه خطر کرد و مسافران را نجات داد.
اما امروز خیلی از ماها نمونه عملی آن را هم بارها در جامعه دیدهایم مانند:
«ادهم مظفری» یکی از معلمان کامیارانی که زندگی را به زیبایی سرود. این معلم دلسوز وقتی میبیند که یکی از دانشآموزانش چند روز مانده به تحویل سال در رودخانهی روستای «آلک» کامیاران افتاده خود را به آب میزند. دانشآموز خود را نجات میدهد اما خود برای همیشه با آبها همسفر میشود و چند روز بعد از آن، جسم بیجانش را در چند روستای پایینتر از آب میگیرند.
یا نمونه دیگر آن «حسن امیدزاده» معلم کلاس پنجم ابتدایی «روستای بیجار سرشفت» که در زمستان 76 با به خطر انداختن جان خود، جان 30 دانشآموز را از مرگ نجات داد.
یا در تابستان سال 1398 که شاهد زنده زنده سوختن پرستار فداکاری برای نجات یک مادر و فرزند در یکی از باغ های اطراف سنندج بودیم.
اکو زندی، پرستاری جوان پس از اطلاع از آتشسوزی خود را به محل رسانده و متوجه میشود که دو تن از بستگان نزدیک وی (زن دایی و پسر دایی خردسالش) در محاصره آتش خطر قرار دارند، لذا فوری برای نجات جان آنان وارد عمل میشود.
آکو زندی، بعد از آنکه با از خودگذشتگی پا به آتش گذاشت و جان این مادر و فرزند را نجات داد تعادلش بهم خورد و با سقوط در آتش دچار سوختگی شدید شد.
این جوان سنندجی حدود سه شب در بخش مراقبتهای ویژه(ICU) بیمارستان توحید بستری بود و پس از آن برای مداوا به یکی از بیمارستانهای شهر اصفهان اعزام شد، اما به دلیل شدت جراحات ناشی از سوختگی پس از یک شب بستری جان باخت.
این موارد، تنها اشارهای گذرا به ایثارگری و گذشت و فداکاری افرادی است که این روزها چون ستارهای در آسمان شرافت و گذشت جامعه میدرخشند.
و نمونه جدید آن چند روز پیش اتفاق افتاد. عصر روز جمعه 31 فروردین خانواده آقای نجفی در باغ خانوادگی خود در روستای خلجیان سنندج برای کار و تفریح رفته بودند، زمانی که پدر خانواده مشغول تمیز کردن چاه آب بود دچار گاز گرفتگی شده و در چاه محبوس میشود. سه پسر خانواده نیز که یکی پس از دیگری برای نجات نیز گرفتار میشوند.
دو نفر از اهالی «سیوان تجلی» و «آرمان بنفشی» پس از اینکه فریادهای همسایه باغ خود را میشنود، برای کمک وارد باغ آنها میشود، که می بیند، 4 نفر داخل چاه آب باغ افتادهاند.
«آرمان بنفشی» وارد چاه میشود و هر 4 نفر گرفتار در چاه را بیرون آورده و نجات میدهد و وقتی آتشنشانی و اورژانس به محل حادثه رسیده و این جوان را از داخل چاه بیرون میآورند، نمیتوانند برای نجاتش کاری کنند و این جوان غیرتمند و باشرف در چاه گیر کرده و جان خود را از دست میدهد و زندگی خود را برای نجات همشهریان خود فدا کرد.
نجات جان گرفتاران در سقوط بهمن یا گرفتار در برف و کولاک، غرق شدگان در رودخانهها و سدها، گرفتار در آتشسوزی و افتادن در چاه و حوادث طبیعی و دیگر حوادث مشابه توسط امدادگران و افراد متخصص شاغل در سازمانهای امدادرسان یک وظیفه خطیر و رسالتی ارزشمند است اما امدادرسانی توسط افراد عادی و نجات جان دیگر انسانهای گرفتار در حادثه توسط اشخاص حاضر در محل حادثه اقدامی فداکارانه و ارزشمند و بسیار انسانی و قابل توصیف نیست و همیشه شاهد فداکاری چنین انسانهای بزرگی بودهایم که برای آموزش و نشان دادن درس انسانیت و فداکاری باید ثبت و ترویج داده شوند و نامشان در سردرب مراکز علمی، فرهنگی و امدادرسانی و میادین و خیابانها گنجانده شود تا درسی باشد برای جامعه و گسترش و فرهنگ سازی گذشت، ایثار و فداکاری؛ عملی که دل بزرگ و شهامتی عظیم و عشقی سرشار از گذشت میطلبد.